کوهنوردی و صخره نوردی
پرواز را بخاطر بسپار پرنده مردنی ست*
اکثر تيتر مطالبی که تا کنون در مورد کوهنوردی منطقه نوشته شده يا در وصف محمد اوراز و مقبل هنرپژوه کوهنوردان اسطوره ای ما بوده است يا در سوگ آنها، چنانچه به جرات می توان گفت تمامی دنيای کوهنوردی ما را بخودی خود تحت الشعاع قرار داده است. قهرمانان اسطوره ای ما به واقع نيز شايسته اين مراسمات و توصيفات هستند و چه بسا آنچه تاکنون ما برای آنها انجام داده ايم، حال چه به نوشتار و چه به کردار، کمتر از آن چيزی بوده است که توانسته باشيم حق مطلب را به درستی ادا کنيم ولی پر واضح آنکه مردم برای هر دوی اين قهرمانان سنگ تمام گذاشتند و چه در زمان حيات، چه در تشييع جنازه و چه در وقت ممات هميشه با حس مسئوليت پذيری بالا شرکت داشته اند. در زمان حيات به استقبال فرزندانشان رفتند و جويای حال آنها بودند و قدومشان را به روی چشم پذيرا شدند، به هنگام تشييع جنازه چنان حماسه ای آفريدند که به قول اقبال افلاکی دبير وقت آن زمان فدراسيون کوهنوردی هر چند شايد اين مرزوبوم ديگر کوهنوردی همچون آنان را بخود نبيند ولی بايد گفت که اين حماسه تشييع نيز برای هيچ قهرمانی تکرار نخواهد شد. حسن نجاريان می گويد: آره، اوراز ما جاودانه شد، هيچ وقت يادم نميره محمد روی دوش جوونای شهرش بود داشتن ميرفتن، آنچنان رژه ای که طنين صداش هنوزم توی ذهن منه. عجب شوری عجب عشقی. اونا که همه کوهنورد نبودن، اونا همه عاشق بودن، اونا... خيلی خوشحالم و حسادت می کنم که مردم شهرش محمد رو خوب شناختن، مردم شهرش محمد رو ستودن. خوشا به حال اين مردم. خوشا به حال قهرمانی که اين جوری پرواز کنه. محمد مردونه رفت. بخدا ستودنيه...بخدا سجده کردنيه..." به هر حال اين مزد همه آنانی است که صادقانه برای افتخار و سربلندی ملتشان در تلاشند. اکنون هم که در زمان جاودانگی آنها هستيم باز هم همچنان ارزش آنها در ميان مردم بخودی خود باقيست. سخن راندن از آنها در ميان مردم همچون قهرمانان بلامنازعشان، نقش بستن نام آنها بر سردر سالن ها، مراکز تجاری، تفريحی و فرهنگی ورزشی مصداق بارز اين ادعاست.
خوب، اکنون آنان در ميان ما نيستند و جاودانه شده اند و ما بايد به داشته های امروزيمان اتکا کنيم، درست همان چيزی که آنها خودشان می خواستند. به ياد دارم در يکی از صعودهای عمومی منطقه بعد از فتح لوتسه، محمد اوراز در جمع بقيه کوهنوردان از ظهور مقبل بعنوان کوهنوردی مطمئن ياد نمود و اعلام کرد که از اين به بعد با اطمينان از او و توانايي های بی نظيرش بهره بگيريد. وی ادامه داد که ما بايد هر روز به داشته ها و نفراتمان بيفزاييم . بر اساس همين گفته، کسانی هستند که علی رغم زنده نگهداشتن ياد آنها، راه انها را بصورت منطقی ادامه داده وو به درجات فنی قابل توجهی از نظر کوهنوردی رسيده اند. کسانی همچون محمد (امين) پارسا، طاهر پهنايي، محسن آهنگری، سمکو موسوی، هيوا دادخواه، فردين (ئامانج) نيلی، بهاره سلطانی، رقيه سعدئی و ... تقريبا همه نفرات ياد شده از شاگردان اين دو نفر بوده اند و آموزه های ارزشمندی را از کلاس آنان کسب نموده اند. اين نفرات در صعودهای بزرگی چون برودپيک ( محسن آهنگری و سمکو موسوی)، ماناسلو (طاهر پهنايي)، لنين ( امين پارسا و فردين نيلی)، رقيه سعدئی( جياجی جانگ) و ... شرکت داشته اند و توانايي های خود را بخوبی به اثبات رسانده اند.
پس بجاست که با بها دادن بيش از پيش به اين افراد قافله کوهنوردی منطقه را دوباره به اوج بازگردانيم، چون مطمئنا اين مرزو بوم همچنان که بعد از اوراز مقبل را ساخت می تواند دوباره اوراز و مقبلی ديگر بيافريند. اتکا نمودن به نفراتی چون پارسا، پهنايي، آهنگری، موسوی و سپردن مسئوليت از نوجوانان و جوانانی مانند بهنام زردی، منصور گلابی، داود ابراهيم نژاديان، سيروان زردی، لقمان رسولی و ... با در نظر داشتن ذخاير کوهنوردی عظيمی چون شريف زردی قطعا مثمرثمر خواهد بود.

لکبن - منطقه سرشاخان (بین مهاباد و پیرانشهر)
منطقه سرشاخان در حد فاصل مهاباد و پیرانشهر قرار دارد. این منطقه شامل قلل: سپیسنگ(2920)، قلات شاه(2850 متر آثار بجای مانده از دوره اوراتوها)، بردی زنگی، قلات هیلم، قلان مصطفی بگ، لند شیخان و درههای زیبای کانی زرد، دولی شیخان، بنگوین، بازارگه، هوشین، بابکر آباد، کیله و شیوهبرسی و هم چنین چشمههای گوارای کانی زرد، کانی سپی تورگن، کانی رش و غارهایی به نامهای گامیشان، رفته، شاز و قاز ، قلاتی شاه، تاته برد و غار قبری است.
پوشش گیاهی این منطقه شامل صدها هکتار گل لاله (شلیره) و گیاهان داروئی و سبزی های خوردنی چون کنگر، ریواس، تره کوهی(کوراده) و گونههای جانوری آن شامل: خرس، بزکوهی، کبک، روباه، گرگ و خرگوش است. برای دسترسی به این منطقه از طریق مهاباد باید از جاده آسفاته مهاباد به پسوه-پیرانشهر عبور کرد. این جاده از ساحل شمالی دریاچه سد مهاباد شروع شده بعد از گذشتن از گردنهی میدان بلک و عبور از کنار ایستگاه پرورش ماهی دره هوشین به روستای لکبن میرسد(یک ساعت) و در ادامه به پسوه و گردکشانه و سه راهی نقده – پیرانشهر ختم میشود. از ابتدای جاده روستائی شنریزی شده تا ابتدای دیواره گلو حدود 3 کیلومتر است.
روز جمعه 8/8/88 مسیر مقبل توسط گروه سامرند نقده در هوایی بارانی و بسیار مفرح با حضور اعضای خانواده زنده یادان محمد اوراز، سامان نعمتی و مقبل هنرپژوه و تعداد زیادی از کوهنوردان شهرهای اطراف افتتاح شد.
به علت بارندگی که از شب قبل شروع شده بود و به دلیل رعایت نکات ایمنی صعود تا انتهای مسیر ممکن نبود و سنگنوردان گروه سامرند به سرپرستی امین پارسا و با حضور منصور گلابی فقط تابلوی مشخصات مسیر را در کارگاه اول نصب کردند. در این مراسم مسئولین تربیت بدنی و هیات کوهنوردی نقده و خانواده مقبل از سرپرست و اعضای گروه سامرند با اهدای لوح تقدیر کردند.
لازم به ذکر است در این مراسم آقای مولود بایزیدی(از نقده) قهرمان طلایی کاراته آسیا و نفر سوم جهان به همراه اعضای باشگاه خود حضور داشتند و از طرف کوهنوردان با اهدای بنر اوراز و مقبل مورد تقدیر قرار گرفتند.
پس از اتمام مراسم 12 نفر از اعضای کانون در دو گروه به سرپرستی آقایان سینا و عزیزی از کنار دیواره شرقی در زیر بارش متناوب باران و هوایی بسیار خوب و مفرح به کوهپیمایی پرداخته (بیشتر مسیر نیاز به دستبه سنگ شدن داشت) و سه ساعت بعد حدود ساعت 16 به محل چادرها بازگشته پس از خداحافظی از دوستان نقدهای که از دیشب در محل چادر زده بودند جهت صرف ناهار با مینیبوس به طرف ابتدای دره هوشین حرکت کردیم. پس از صرف ناهار ساعت 18 هنگامی که دوباره ریزش باران شروع میشد به مهاباد رسیدیم.
در این همایش دیدار با دوستان و همنوردان بسیار با ارزش است. دیدار با دوستان اینترنتی که به وبلاگ ما سر میزنند و اولین بار بود که آنها را میدیدیم باعث خوشحالی ما شد. دیدار با همنوردان عزیزی از شهرهای سقز(البته رامیار نیامده بود)، ارومیه ( آقای توفیق جاوید)، سنندج، پیرانشهر و گروه قاجر قروه و خانواده های زندهیادان محمد اوراز، سامان نعمتی و مقبل هنرپژوه و دوستانی از سنگنوردان نقده به یاد ماندنی خواهد بود. درآخر جای دوستانی که نتوانستند بیاییند خالی بود.
گزارش تصویری در ادامه مطلب




مراسم سالياد بزرگداشت مقبل هنر پژوه در كوه برده زرد بوكان - جمعه 22 آبان 88 - عكاس : مسعود شريفي




نمايي از شهر بوكان از دامنه كوه برده زرد








سخنراني آقاي حسين رشيد زاده نماينده هيئت كوهنوردي سقز

گرامیباد ششمین سالگرد عروج سفید اسطوره کوهنوردی ایران
محمد اوراز

سالگرد عروج سفید اسطوره کوهنوردی میهنمان بر مزار این قهرمان ملی برگزار شد.

عصر روز جمعه 20 شهریور ماه 1388 مراسم یادبود و گرامیداشت خاطره محمد اوراز بر مزار ابدی وی در دامنه کوه سلطان یعقوب نقده با شکوه و ادای احترام بیش از پانصد نفر از کوهنوردان منطقه برگزار شد.
برابر برنامه ریزی هیات کوهنوردی شهرستان مهاباد بیبش از یکصد نفر از کوهنوردان گروههای مختلف کوهنوردی مهاباد از جمله تعداد زیادی از اعضای کانون کوهنودان اوراز مهاباد به وسیله سه دستگاه مینیبوس و تعداد زیادی خودروی شخصی ساعت 18:30 به سوی شهرستان نقده حرکت کردند. ساعت 19:30 بعد از پیشواز گروهی از کوهنوردان نقده از این کاروان همگی به سوی مزار محمد اوراز حرکتی نمادین انجام شد. در دامنه کوه سلطان یعقوب در محوطهای سرسبز و هوای بسیار خنک اواخر تابستان ساعت 20 سفره افطار کوهنوردان روزهدار برپا شد. ساعت 21 بیش از یکصد نفر از کوهنوردان مهابادی با شمعهای روشن و تابلوی گل به سوی مزار محمد حرکت کردند و به دیگر حاضران که از شهرهای اطراف آمدهبودند پیوستند. خانواده مقبل هنرپژوه، شاگرد فقید این معلم بزرگ هم در مراسم حاضر بودند. مراسم ساعت 21:30 با تلاوتی آیاتی از قرآن مجید آغاز شد. بر مزار این کوهنورد نامی چادری سفید برپا بود که به وسیله شمعهای روشن دوستدارانش احاطه شد. انگار اینجا همان گاشربروم یک است در بهشت و دوستدارانش دانههای برف سفید چون قلبهای پاکشان برای ادای احترام آمدهاند. مجری برنامه بعد از خوشآمد گوئی به حاضران از برادر بزرگ محمد خواست تا در مورد این یادبود و برنامههای وی صحبت کند. معروف اوارز چگونگی اجرای صعودهای محمد را تشریح کرد و جملاتی از بزرگان کوهنوردی ایران و جهان در مورد محمد نقل کرد. هرچه میشنویم صحبت از بزرگواری یک انسان والا است که متاسفانه تا زنده بود کمتر از او شنیده بودیم و تمام اینها بر عظمت روح این شخصیت برجسته خواهد افزود.
چادر پذیرائی برپا بود و از مهمانان با چای و فرنی و خرما پذیرائی شد. استاد رسول کریمی شاعر مهابادی مترجم منظومه مهم و زین خانی به فارسی که شعر حیدر بابای استاد شهریار را نیز با شکوه هرچه تمامتر به کردی ترجمه کرده در این مراسم ابیاتی از حیدر بابا را به ترکی و کردی قرائت کرد، سپس شعر خود را در ستایش از محمد اوراز خواند. سپس آقای عبدالرحمن سپهری از اساتید دانشگاه مهاباد گفتاری پیرامون محمدی که هرگز اورا ندیده بود بیان کرد. مجری برنامه ضمن تقدیر از امین معین مدیر وبلاگ گرین کوه نهاوند به دلیل پیشقدم شدن در طرح موضوع سالگرد محمد اوراز از پیامهای دوستان و کوهنوردان دیگر که به این وبلاگ ارسال شده بود باذکر شهرهای این عزیزان از آنان نیز تشکر کرد. ساعت 23 مراسم با احترام به محمد سربلند پایان یافت.
کانون کوهنوردان اوراز مهاباد تقدیر و تشکر خود را به خانواده محمد و دوستانش و کوهنوردان نقده به دلیل برگزاری این مراسم با شکوه تقدیم میکند.

گروهی از کوهنوردان مهاباد قبل از حرکت به نقده جهت شرکت در مراسم



معروف اوراز برادر بزرگ محمد


خدا حافظ رفيقهمزمان
با مراسم تدفين مرحوم مقبل هنرپژوه به همراه چند نفر از دوستان از جمله دو
تن از همراهان مقبل در زمان حادثه، سري زديم به محل سقوط وي. بد نديدم ضمن
ذكر گزارش كوتاهي از حادثه به نقل از همراهان وي، علل سقوط را از ديد خودم
بيان كنم. با اين اميد كه ازآن درس بگيريم در ساعت 14 روز سه شنبه 15 آبان ماه گروهي از سنگ نوردان شهرستان بوكان جهت انجام تمرينات سنگ نوردي در منطقه صخره اي به نام 18 متري كه محل تمرين عمومي سنگ نوردان اين شهر مي باشد به سرپرستي مرحوم مقبل هنرپژوه حاضر شدند.
افراد حاضر بر روي دو كارگاه بكسل از پيش نصب شده تمرينات خود را آغاز كردند. در ساعت 17 مرحوم هنرپژوه اقدام به صعود از مسيري كه حدودا 5 دقيقه قبل نيز آن را صعود كرده بود مي نمايد. نامبرده پس از حدود 8 متر صعود در محل رل سوم مسير كه كاملا منفي است، بدليل نامعلوم (دشواري مسير يا خستگي) از مسير رها مي شود و در كمال تعجب حمايتچي و ساير همراهان با كمر به تخته سنگ زير مسير اصابت كرده و سپس حدود 3 متر پائينتر با سر به زمين برخورد مي نمايد، در نهايت بدليل شيب زير مسير حدود 10 متر روي زمين كشيده مي شود و بعد توسط هم تيمي ها كه بر روي مسيري پائينتر مشغول تمرين بوده اند متوقف مي گردد.
افراد حاضر بلافاصله اقدامات اوليه را جهت كاهش خون ريزي و تماس با اورژانس شهرستان بوكان صورت مي دهند و پس از قرار دادن مصدوم درون زير انداز به سختي اقدام به حمل و انتقال وي به محل حضور خودرو مي نمايند. در نهايت سه ساعت بعد وي به اروميه و بيمارستان منتقل مي شود.
در پايان لازم به ذكر است پس از بررسي محل حادثه و گفتگو با هم تيمي هاي مرحوم هنرپژوه ايرادات ذيل را از عوامل اصلي در بروز حادثه و شدت صدمه ديدگي مي دانم:
-شكل ديواره محل تمرين (احتمال ريزش سنگ از بالا و قرار داشتن دو تخته سنگ بزرگ و خطرناك پشت سر نفرات صعود كننده) استفاده از كلاه ايمني را الزامي كرده، كه متاسفانه صعود كنندگان نسبت به آن بي توجه بوده اند.
-حمايتچي به فاصله حدود 8 متر از صعود كننده درون كارگاه قرار داشته، وجود سه تخته سنگ بزرگ مانع از ديد وي هنگام شروع به صعود بوده. از آنجا كه چك كردن لوازم صعود كننده بر عهده حمايتچي است، بدليل فاصله زياد و عدم ديد مناسب لوازم صعود كننده بررسي نمي شده.
-بدليل شيب زياد مسير، برخورد كارابين به سنگ و باز شدن پيچ آنرا منتفي مي دانم و معتقدم پيش از آغاز صعود بدليل تعجيل در صعود سريع مسير، مرحوم هنرپژوه از انداختن كامل طناب در كارابين غافل بوده و به احتمال زياد طناب مابين دهانه گير كرده، و پس از سقوط نامبرده طناب از دهانه كارابين جدا شده و متاسفانه وي ابتدا با حدود 8 متر سقوط با كمر بر روي سنگ برخورد و بعد با 3 متر سقوط مجدد با سر به روي زمين مي افتد و در نهايت حدود 10 متر پائينتر توسط هم تيمي ها متوقف مي شود.
-بديهي است موارد ذكر شده كه توسط هم تيمي هاي مرحوم هنرپژوه مورد تاييد قرار گرفته، بدليل شك حادثه مي تواند مورد بازبيني مجدد قرار گيريد. در پايان اميدداريم با بهره گيري از تجربيات تلخ چنين حوادثي و انتقال آن به مربيان و كارآموزان ديگر شاهد چنين رخدادهاي تلخي نباشيم.
بيوگرافي شريف زردي : در سال 1350 متولد شد ، 8 سال داشت كه طناب حمايت پدرش پاره شد و اكنون بايد كارگاه جديدي بر روي ديواره زندگي براي صعود نصب مي كرد ، همراهي مادري دلسوز ، مانع از باز شدن كارابين اطمينان و منحرف شدن مسيرش ولو در بستري نامناسب بود . همنشيني او با افرادي كه هسته كوهنوردي شهرستان بودند كوله پشت تجربه ي اورا هر روز پرتر از ديروز مي كرد، درايت اش به او اين اجازه را داده بود كه گلچين كند هرچه خوبي را . ورودش به گروه كوهنوردي « سامرند » نقده فرصت معامله اي پاياپاي را به او داد تا مهارت ببخشد و شخصيت بستاند ، در همين قالب به اخذ مدرك مربيگري نائل آمد و به جرات مي توان گفت كه بزرگترين دين را به گردن كوهنوردي و به خصوص صخره نوردي اين شهر دارد . در كارنامه ي شاگردان موفق او افرادي چون امين پارسا ، شهاب حلاج ، بهنام زردي و ... ديده مي شوند ، براي بزرگي او همين بس كه « اوراز » مي گفت : « شريف گنجينه ي كوهنوردي اين شهر است » .